ترجمه "veining" به فارسی
رگ بندی, شبکه بندی رگ ها یا رگه ها, طرح رگه رگه بهترین ترجمه های "veining" به فارسی هستند.
veining
noun
دستور زبان
An arrangement of veins or veinlike markings [..]
-
رگ بندی
-
شبکه بندی رگ ها یا رگه ها
-
طرح رگه رگه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " veining " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "veining" با ترجمه به فارسی
-
دارای نقش رگه مانند · رگ دار · رگه دار · وریددار
-
سیاهرگ زیربغلی
-
سیاهرگ رودهبندی بالایی
-
سیاهرگ ریوی
-
سیاهرگ وداج خارجی
-
(زمین شناسی - کان) رگه · (سنگ یا چوب) رگه · (عامیانه) رگ · (مانند رگ ها) منشعب شدن · (گیاه شناسی) رگبرگ · حالت 0 · خلق · رجوع شود به lode · رشته · روش · رگ دار کردن 1 · رگه · رگه اصلی · سبک · سیاهرگ · سیاهرگ (در برابر: سرخرگ artery) · شاخه شاخه شدن · شبکه دار کردن یا شدن · طرح · عرق · ورید · وریددار کردن · گر
-
ورید باب
-
گرفتگی سیاهرگ کلیوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن