ترجمه "veiny" به فارسی

رگ دار, رگ نما, رگه دار بهترین ترجمه های "veiny" به فارسی هستند.

veiny adjective دستور زبان

Having prominent veins. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رگ دار

  • رگ نما

  • رگه دار

    It's like a bruise with veiny strands.

    شبيه کوفتگيه با لبه هاي رگه دار.

  • پر رگ و ریشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " veiny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "veiny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه