ترجمه "veranda" به فارسی
برآمده, ایوان, مهتابی بهترین ترجمه های "veranda" به فارسی هستند.
veranda
noun
دستور زبان
Alternative spelling of verandah. [..]
-
برآمده
nounroofed open gallery
-
ایوان
nounMeggie never missed watching for them from the Himmelhoch veranda.
مگی از وقتی که در ایوان هیملهوخ مینشست، هیچ وقت از تماشایشان سیر نمیشد.
-
مهتابی
adjectiveThe verandas far too deep to let the sun come in directly
عرض مهتابی به قدری است که نمیگذارد نور خورشید مستقیم به اتاق بتابد.
-
ترجمه های کمتر
- ستن آوند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " veranda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن