ترجمه "versatility" به فارسی
گردندگی, قابلیت تغییر بهترین ترجمه های "versatility" به فارسی هستند.
versatility
noun
دستور زبان
The property of being versatile or having many different abilities; flexibility. [..]
-
گردندگی
-
قابلیت تغییر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " versatility " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "versatility" با ترجمه به فارسی
-
فاعل، مفعول و دوکاره
-
(دارای چند استعداد یا مهارت یا کاربرد) چندکاره · (نادر) بی وفا · (نادر) متحرک · (گیاه شناسی - جانورشناسی) گردنده به هرسو · آزادگرد · بی ثبات · تغییر پذیر · جنبا · هرسوگرد · همه فن · همه فن حریف · همه مرده حلاج · چندجنبشی · چندسویه · چندشقی · چندهنره · چندکاربردی
-
(دارای چند استعداد یا مهارت یا کاربرد) چندکاره · (نادر) بی وفا · (نادر) متحرک · (گیاه شناسی - جانورشناسی) گردنده به هرسو · آزادگرد · بی ثبات · تغییر پذیر · جنبا · هرسوگرد · همه فن · همه فن حریف · همه مرده حلاج · چندجنبشی · چندسویه · چندشقی · چندهنره · چندکاربردی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن