ترجمه "versed" به فارسی

زبردست, ماهر, متبحر بهترین ترجمه های "versed" به فارسی هستند.

versed adjective دستور زبان

knowledgeable or skilled, either through study or experience [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زبردست

  • ماهر

    adjective
  • متبحر

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • ورتک
    • آزموده
    • خبره
    • به اطلاع
    • چیره دست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " versed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Versed noun

an injectable form of benzodiazepine (trade name Versed) useful for sedation and for reducing pain during uncomfortable medical procedures

+ اضافه کردن

"Versed" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Versed در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "versed" با ترجمه به فارسی

  • (شعر انگلیسی) شعر حماسی (مرکب از بیت های ده هجایی آیامبیک iambic) · شعر حماسی
  • شعر بی قافیه (که هر سطر آن ده هجا یا پنج گام دارد و موزون است) · شعر سپید · شعر منثور · شعرسپید
  • آیات شیطانی
  • (شعر) بند · (شعر) سرودن · (نادر) به نظم در آوردن · آیه · اشعار · بند · به نظم در آمده · بیت · خط · سرواد · شاعری · شعر · شعر بندتنبانی · شعر ساختن · شعر نوشتن · شعر گفتن · شعری · فن شاعری · قافیه · قطعه · مصراع · مصرع · منظوم · نظم · نظم (در برابر: نثر prose) · نوشته ی دارای سجع و قافیه (ولی فاقد گیرایی شعری) · چامه
  • شعر طنزی · شعر غیر جدی · شعر فکاهی · شوخ شعر
  • شعر بد
  • چامه
  • شعر آزاد · شعر آزاد (که قافیه و گاهی وزن ندارد)
اضافه کردن

ترجمه های "versed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه