ترجمه "vertebral" به فارسی
فقراتی, (کالبدشناسی) مهره ای, مهره دار بهترین ترجمه های "vertebral" به فارسی هستند.
vertebral
adjective
noun
دستور زبان
Of or relating to a vertebra or the spine. [..]
-
فقراتی
as the vertebral column beneath too low a vault?
همچون ستون فقراتی زیر یک طاق بسیار کوتاه؟
-
(کالبدشناسی) مهره ای
-
مهره دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vertebral " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vertebral" با ترجمه به فارسی
-
مهره
-
تقسیم شدن به مهره ها یا فقرات · مهره بندی
-
مهرهداران
-
سیاهرگ مهرهای
-
سرخرگ مهرهای
-
مهرهداران
-
سوراخ مهرهای
-
(جانورشناسی) مهره دار (زیرشاخه Vertebrata که شامل همه ی پستانداران و ماهی ها و پرندگان و خزندگان و دوزیستیان می شود) · دارای ستون فقرات · دارای ستون مهره · سردار · مهره · مهرهداران · وابسته به مهره داران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن