ترجمه "vertebrate" به فارسی

مهره, مهرهداران, سردار بهترین ترجمه های "vertebrate" به فارسی هستند.

vertebrate adjective noun دستور زبان

Having a backbone. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهره

    noun

    like insects or maybe small vertebrates like mice or fish.

    مثل حشرات یا شاید مهره داران کوچکی مثل موش یا ماهی.

  • مهرهداران

    These are very interesting circuits in the spinal cord of vertebrate animals

    اینها مدارهای بسیار جالبی در نخاع مهرهداران هستند

  • سردار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (جانورشناسی) مهره دار (زیرشاخه Vertebrata که شامل همه ی پستانداران و ماهی ها و پرندگان و خزندگان و دوزیستیان می شود)
    • دارای ستون فقرات
    • دارای ستون مهره
    • وابسته به مهره داران
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vertebrate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Vertebrate
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهرهداران

    These are very interesting circuits in the spinal cord of vertebrate animals

    اینها مدارهای بسیار جالبی در نخاع مهرهداران هستند

عباراتی شبیه به "vertebrate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vertebrate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه