ترجمه "vertex" به فارسی
رأس, سر, قله بهترین ترجمه های "vertex" به فارسی هستند.
vertex
noun
دستور زبان
The highest point of something. [..]
-
رأس
noungeometry: corner of a polygon or polyhedron [..]
Select a point to be a vertex of the new triangle
برگزیدن نقطهای که قرار است رأس مثلث جدید باشد
-
سر
noun -
قله
noun
-
ترجمه های کمتر
- نوک
- راس
- فرازبخش
- فرازگاه
- چکاد
- تارک
- بحران
- منتها
- اوج
- بالا
- (بخشی از خورشید و ماه که از افق ظاهر می شود - بخش فرازین سر یا جمجمه یا تپه و غیره) تارک
- مرتفعترین نقطه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vertex " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن