ترجمه "vertical" به فارسی

عمودی, عمودي, عمود بهترین ترجمه های "vertical" به فارسی هستند.

vertical adjective noun دستور زبان

A vertex or zenith [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمودی

    At each side of the road a vertical steel upright had been placed, embedded in concrete.

    در هر طرف جاده یک میله فولادی عمودی در بتون کار گذاشته شده بود.

  • عمودي

    If the vertical thread is on top, it's a one.

    اگه رشته عمودي بالا باشه ، يعني يک.

  • عمود

    Because at the vertical of us, if you look like that,

    چون که اگه شما اینجوری نگاه کنید - در واقع عمود به ما -

  • ترجمه های کمتر

    • هچ
    • قائم
    • نوک
    • شاقولی
    • هج
    • هجین
    • راس
    • (زیست شناسی) در جهت محور یا ستون مهره ها
    • (سر انسان و جانور) تارک
    • از درازا
    • خط عمود
    • خط هچ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vertical " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Vertical
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمودی

    Vertical farming uses 10 times less water

    کشاورزی عمودی از رووش سنتی ده برابر کمتر آب مصرف میکند

تصاویر با "vertical"

عباراتی شبیه به "vertical" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vertical" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه