ترجمه "vesicle" به فارسی

وزیکول, ریزکیسه, مثانه بهترین ترجمه های "vesicle" به فارسی هستند.

vesicle noun دستور زبان

(cytology) A membrane-bound compartment found in a cell. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وزیکول

    that forms this sort of a bubble, or a vesicle,

    که یک حبابچه یا وزیکول را تشکیل میدهد،

  • ریزکیسه

    Any small, fluid-filled, spherical organelle enclosed by membrane.

  • مثانه

    noun

    he felt the iridescent brilliance of his vesicles

    درخشندگی باشکوه مثانه خود را حس میکرد،

  • ترجمه های کمتر

    • کیسه
    • آبدانه
    • تاولچه
    • سولاکچه
    • کاواکچه
    • (زمین شناسی -سنگ های آتشفشانی یا آذرین) حفره ی کوچک
    • (گیاه شناسی) کیسه یا حفره ی پر از آب یا هوا: آبدانک و حبابچه
    • تاول (blister هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vesicle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vesicle" با ترجمه به فارسی

  • (جانورشناسی) توپچه ی زایشی (هسته ی بزرگ شده ی تخم قبل از مرحله ی تقسیم کاهشی) · آبدانک زایشی
  • غده وزیکولی
  • غدد وزیکولی · وزيكلهاي منوي
  • (گیاه شناسی) بادکیسه (عضو بادکنک مانندی که در شناور بودن برخی گیاهان آبزی نقش دارد) · ریزکیسه ی هوایی · وزیکول هوایی
  • پالپ (آبمیوه)
اضافه کردن

ترجمه های "vesicle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه