ترجمه "vet" به فارسی
دامپزشک, سنجیدن, (دقیقا) بررسی کردن بهترین ترجمه های "vet" به فارسی هستند.
vet
verb
noun
دستور زبان
(colloquial) A veterinarian or veterinary surgeon. [..]
-
دامپزشک
nounHe's just a country, vet and he's scared shitless he's going to kill someone.
اون فقط یه دامپزشک روستائیه وازاینکه باعث مرگ کسی به شه داره زهره ترک می شه.
-
سنجیدن
Verb -
(دقیقا) بررسی کردن
-
ترجمه های کمتر
- (عامیانه - جانور را) درمان کردن
- بیطاری کردن
- دام پزشکی کردن
- رسیدگی کردن
- مخفف : veteran
- مخفف : veterinarian
- مخفف : veterinary -3 veterinarian -2 veteran -1
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vet"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن