ترجمه "vexation" به فارسی
دردسر, رنجش, سردرد بهترین ترجمه های "vexation" به فارسی هستند.
vexation
noun
دستور زبان
The act of annoying, vexing, or irritating. [..]
-
دردسر
noun -
رنجش
nounA flush of vexation passed over her expressive face.
سرخی رنجش در سیمای پر احساس دختر دوید.
-
سردرد
noun
-
ترجمه های کمتر
- ازار
- دلواپسی
- مزاحمت
- اذیت
- آزار
- نگرانی
- سربه سرگذاری
- مایه ی زحمت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vexation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن