ترجمه "vexatious" به فارسی
پرزحمت, آزاردهنده, مزاحم بهترین ترجمه های "vexatious" به فارسی هستند.
vexatious
adjective
دستور زبان
Causing vexation, annoyance, trouble, or the like; teasing; annoying; troublesome. [..]
-
پرزحمت
adjective -
آزاردهنده
-
مزاحم
Thus the most vexatious and violent disputes would often arise between the fishermen
بدین نحو ممکن بود اختلافهای بسیار مزاحم و شدید میان کشتیهای وال گیر روی دهد،
-
ترجمه های کمتر
- دردسردهنده
- پردردسر
- برخورنده
- (حقوق) دادخواهی صرفا به منظور اذیت کردن طرف
- دعوی ایذایی
- رنجش آمیز
- طاعون زده
- پر دردسر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vexatious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن