ترجمه "viable" به فارسی

زیستا, عملی, ماندنی بهترین ترجمه های "viable" به فارسی هستند.

viable adjective دستور زبان

Able to live on its own (as for a newborn.) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیستا

  • عملی

    adjective

    There was no other viable option.

    راه عملی دیگری وجود نداشت.

  • ماندنی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • ماندگار
    • حياتی
    • رستنی
    • رشدکردنی
    • کامیاب
    • پابرجا
    • (گیاه) رویش پذیر
    • امکان پذي
    • با ثبات
    • با دوام
    • دارای امکان موفقیت
    • دوام پذیر
    • زنده ماندنی
    • زیست پذیر
    • قابل دوام
    • قابل رویش
    • موفقیت آمیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " viable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Viable
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماندنی، قابل دوام

عباراتی شبیه به "viable" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "viable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه