ترجمه "vial" به فارسی
آمپول, ویال, قاروره، زجاجه بهترین ترجمه های "vial" به فارسی هستند.
vial
verb
noun
دستور زبان
A glass vessel or bottle, especially a small bottle used to store medicine or perfume. [..]
-
آمپول
nounThe vial of ketamine was already in your jacket pocket?
پس آمپول کتامین از قبل تو جیبت بود ؟
-
ویال
I have 14 vials for these two inmates.
برای این دو تا زندانی ۱۴ ویال دارم.
-
قاروره، زجاجه
-
ترجمه های کمتر
- قاروره، شیشه، تُنگ، صراحی
- بطری یا ظرف شیشه ای بسیار کوچک
- در شیشه ی کوچک ریختن (یا نگهداری کردن)
- شیشه ی نمونه
- شیشه ی کوچک (برای دارو و عطر و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vial"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن