ترجمه "vibrissa" به فارسی
زبرموی, زبره, شارب بهترین ترجمه های "vibrissa" به فارسی هستند.
vibrissa
noun
دستور زبان
Any of the tactile whiskers on the nose of an animal such as a cat [..]
-
زبرموی
-
زبره
-
شارب
noun
-
ترجمه های کمتر
- ریش
- (جانورشناسی)
- (پر زبر و سبیل مانند اطراف دهان برخی پرندگان حشره خوار) زبرپر
- (گربه و پلنگ و غیره) سبیل
- سیخ موی
- موی سبیل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vibrissa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vibrissa"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن