ترجمه "vicar" به فارسی
نایب, معاون, جانشین بهترین ترجمه های "vicar" به فارسی هستند.
vicar
noun
دستور زبان
In the Church of England, the priest of a parish, receiving a salary or stipend but not tithes. [..]
-
نایب
In the course of one Lent, a youthful vicar came to D , and preached in the cathedral.
طی یک دوران پرهیز، یک نایب جوان به دینی آمد و در کلیسا به موعظه پرداخت.
-
معاون
nounvicar general of the Archbishop of Paris.
معاون بزرگ مطران پاریس شده بود.
-
جانشین
Shall I give you a line for the vicar of St. Jacques de la Boucherie?
اگر بخواهی چیزی مینویسم به جانشین کلیسای سنت ژاکه لابوشری
-
ترجمه های کمتر
- خلیفه
- (کلیسای انگلیکان) کشیش محل
- (کلیسای کاتولیک) قائم مقام مطران
- قائم مقام
- معاون کشیش
- نایب عیسی (عنوان کامل : Vicar of )Jesus( Christ)
- نماینده V( -5 بزرگ) پاپ اعظم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vicar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vicar" با ترجمه به فارسی
-
(کلیسای کاتولیک) مطران موقت
-
خلیفه محلی
-
سرپرست فرقه (ی مسیحی) · عنوان تاماس کرامول (Cromwell) · نایب مطران
-
(کلیسای کاتولیک) کشیش انتصابی
-
معاون سرپرست کلیسا
-
خلیفه اعظم
-
معاون عمومی کشیش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن