ترجمه "viceroy" به فارسی
شهیار, نوپان, (جانورشناسی) پروانه ی امریکایی (Limenitis archippus) بهترین ترجمه های "viceroy" به فارسی هستند.
viceroy
noun
دستور زبان
One who governs a country, province, or colony as the representative of a monarch. [..]
-
شهیار
-
نوپان
-
(جانورشناسی) پروانه ی امریکایی (Limenitis archippus)
-
نایب السلطنه
He's the viceroy. He has to decide on tax policy, on currency,
او نایب السلطنه است. او باید در مورد مالیات یا نرخ ارز تصمیم بگیرد،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " viceroy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن