ترجمه "vices" به فارسی
شرارتها, بالنوکزنی, رفتار منحرف بهترین ترجمه های "vices" به فارسی هستند.
vices
noun
Plural form of vice. [..]
-
شرارتها
There was neither vice nor wickedness in him, but only sincerity and loving kindness.
در او نه شرارت بود و نه طینت بد، بلکه فقط صداقت و عشق و محبت.
-
بالنوکزنی
-
رفتار منحرف
-
ترجمه های کمتر
- رفتار ناهنجار
- رواننژنديها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vices " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vices" با ترجمه به فارسی
-
(نیروی دریایی) دریابان · دریابان · دریاسالار
-
میز گیره دار
-
دستیار فرنشین · فرنشین یار · معاون رییس · یارسالار
-
بالعکس · باژگونه · برعکس · در مقابل · وارون وار
-
اتومبیلدزدی بزرگ: وایس سیتی
-
معاون رییس دانشگاه · معاون صدر اعظم
-
(اسب و سگ و غیره) بدقلقی · (انگلیس) رجوع شود به vise · (به ویژه در آثار هنری) عیب · بدجنسی · بدسرشتی · بدی · خباثت · خبث · خدشه · رذیلت · سستی · سیاه دلی · شرارت · صفت بد · ضعف اخلاق · عادت بد · عمل بد · عیب · عیب بدنی · فریار · فساد · فسق و فجور · قائم مقام · معاون · منگنه · نابکاری · نایب · نحیفی · نفص · نقص · نقص جسمی · هرزی · پلیدی · کار زشت · گناه · گناه کوچک · گيره آهنگری · گیره · یاور
-
دستیار · فریار [viceregal] · قائم مقام · نایب · پیشوند: معاون · یاور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن