ترجمه "victor" به فارسی

فاتح, برنده, پیروز بهترین ترجمه های "victor" به فارسی هستند.

victor noun دستور زبان

The winner in a fight or contest. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاتح

    noun

    It was held in Mecca to give music to the victors.

    آنها در مکه نگهداری میشدند تا برای فاتح ین موزیک بنوازند.

  • برنده

    noun

    The victor's purse won't be more than half a coin.

    پولي که به برنده ميرسه بيشتر از نيم سکه نيست

  • پیروز

    noun

    And claimed hand even though he stood victor.

    و با اینکه پیروز شده بود دستشو قطع کردن

  • ترجمه های کمتر

    • ویکتور
    • قهرمان
    • پیروزمند
    • چیره
    • مظفر
    • پیروزگر
    • چیر
    • برنده مسابقه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " victor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Victor proper

A male given name. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ویکتور

    male given name

    But Victor was not yet aware of his probable destiny.

    اگر چه ویکتور از سرنوشت قطعی خود آگاهی نداشت.

عباراتی شبیه به "victor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "victor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه