ترجمه "victimize" به فارسی
قربانی کردن, تقلب کردن, طعمه کردن بهترین ترجمه های "victimize" به فارسی هستند.
victimize
verb
دستور زبان
To punish someone unjustly. [..]
-
قربانی کردن
verbThe treaty doesn't mention anything about victim preferences, Sam!
معاهده هیچ اشارهایی به انتخاب و اختیار قربانی نکرده
-
تقلب کردن
verb -
طعمه کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- فریب دادن
- مورد اجحاف قرار دادن
- کلاهبرداری کردن
- گوشبری کردن
- گول زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " victimize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "victimize" با ترجمه به فارسی
-
دستخوش · شكار · طعمه · فریسه · قربانی · مورد اجحاف · مورد تعدی · گول خورده
-
استثمار · استخراج · الت ملعبه سازی · انتفاع · بهره برداری
-
معتاد
-
مدگرایی
-
دستخوش · شكار · طعمه · فریسه · قربانی · مورد اجحاف · مورد تعدی · گول خورده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن