ترجمه "victim" به فارسی
قربانی, شكار, طعمه بهترین ترجمه های "victim" به فارسی هستند.
victim
noun
دستور زبان
(original sense) A living creature which is slain and offered as human or animal sacrifice, usually in a religious rite; by extension, the transfigurated body and blood of Christ in the Eucharist. [..]
-
قربانی
nounThe police thought the victim was Tom, but they were unable to identify the body.
پلیس گمان می کرد قربانی تام است، اما آنها نتوانستند جسد را شناسایی کنند.
-
شكار
-
طعمه
All of them claim to have been victimized when their personal information was released by LifeTrace.
همشون ادعا کردن وقتي که اطلاعاتشون توسط " لايف تريس " افشا شده طعمه قرار گرفتن
-
ترجمه های کمتر
- فریسه
- دستخوش
- مورد اجحاف
- مورد تعدی
- گول خورده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " victim " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "victim"
عباراتی شبیه به "victim" با ترجمه به فارسی
-
تقلب کردن · طعمه کردن · فریب دادن · قربانی کردن · مورد اجحاف قرار دادن · کلاهبرداری کردن · گوشبری کردن · گول زدن
-
استثمار · استخراج · الت ملعبه سازی · انتفاع · بهره برداری
-
معتاد
-
مدگرایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن