ترجمه "viewing" به فارسی
(به ویژه تلویزیون و فیلم) تماشا, (مراسم ختم) به تماشا گذاشتن جسد متوفی, اظهار بهترین ترجمه های "viewing" به فارسی هستند.
viewing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of view. [..]
-
(به ویژه تلویزیون و فیلم) تماشا
-
(مراسم ختم) به تماشا گذاشتن جسد متوفی
-
اظهار
nounPrince Nicholas grew more animated and expressed his views on the impending war.
شاهزاده نیک الی آندرهئیچ در اتاق پذیرایی بیشتر به هیجان آمد و نظریه خویش را راجع به جنگ که در پیش بود اظهار کرد.
-
ترجمه های کمتر
- مشاهده
- مظهر
- نمایش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " viewing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "viewing" با ترجمه به فارسی
-
نظر؛ دیدگاه
-
مشاهده مدرک WebReady
-
نمای PivotTable
-
نقشه انفجاری
-
نمای فرم
-
نمای منبع
-
نمای خواندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن