ترجمه "vignette" به فارسی
رویدادچشمگیر, شکل, (حاشیه ی کتاب و غیره را) با طرح گل و بته آراستن بهترین ترجمه های "vignette" به فارسی هستند.
vignette
verb
noun
دستور زبان
(architecture) A running ornament consisting of leaves and tendrils, used in Gothic architecture. [..]
-
رویدادچشمگیر
-
شکل
noun -
(حاشیه ی کتاب و غیره را) با طرح گل و بته آراستن
-
ترجمه های کمتر
- (در آغاز و پایان کتاب یا فصل های کتاب و غیره) آذین یا طرح گل و بته
- (فیلم یا نمایش و غیره) صحنه ی کوتاه و فراموش نشدنی
- (نمایش و غیره) صحنه ی چشمگیر درست کردن
- اثر ادبی کوتاه
- تزیینات حاشیه ی کتاب
- تصویر شاخ و برگ
- تصویربی حاشیه
- شرح مختصر (ادبی)
- کوته نگاشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vignette " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن