ترجمه "villain" به فارسی

تبه کار, رعيت, بدذات بهترین ترجمه های "villain" به فارسی هستند.

villain verb noun دستور زبان

(Can we clean up (+) this sense?) (The addition of quotations indicative of this usage is being sought): A vile, wicked person. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تبه کار

    noun

    scoundrel

    So, what do we do with all these villains?

    خوب ما با اين همه ادم تبه کار چه کار کنيم ؟

  • رعيت

    noun

    A peasant free of serfdom

    And that cowardly villain Antony jumped in a boat and chased after her.

    و اون رعيت زبون آنتوني پريده تو يک قايق و پا بفرار گذاشته

  • بدذات

    bad person in a stage or screen play [..]

    But don't that sound like we're the villains?

    ولي ما بدذات بنظر نميايم ؟

  • ترجمه های کمتر

    • ناکس
    • شرور
    • پست
    • نیروی محرک
    • رذل
    • شریر
    • سفله
    • لات
    • (رمان ها و غیره) آدم بد (در برابر قهرمان داستان)
    • (مهجور) بی ادب
    • بی شرف
    • بی نزاکت
    • رجوع شود به villein
    • عامل بد
    • مایه ی شر و فساد و غیره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " villain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "villain"

عباراتی شبیه به "villain" با ترجمه به فارسی

  • (عامیانه) بسیار بد · از روی بدجنسی · افتضاح · بدجنس · خبیث · خبیثانه · شریر · شریرانه · فرومایه · وحشتناک · پست · پست فطرت · پست فطرتانه
  • از روی پستی · شریرانه
  • تبه کاری · جنایت · شرارت
  • (عامیانه) بسیار بد · از روی بدجنسی · افتضاح · بدجنس · خبیث · خبیثانه · شریر · شریرانه · فرومایه · وحشتناک · پست · پست فطرت · پست فطرتانه
اضافه کردن

ترجمه های "villain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه