ترجمه "vindicate" به فارسی
دفاع کردن, (معمولا با استدلال و مدرک) رفع اتهام (یا تقصیر یا سوظن و غیره) کردن, (مهجور) انتقام گرفتن بهترین ترجمه های "vindicate" به فارسی هستند.
vindicate
verb
دستور زبان
To lay claim to; to assert a right to; to claim. [..]
-
دفاع کردن
VerbHe was anxious, while vindicating himself, to say nothing unkind of the others:
مواظب بود که هنگام دفاع کردن از خودش در حق دیگران بیانصافی نکند،
-
(معمولا با استدلال و مدرک) رفع اتهام (یا تقصیر یا سوظن و غیره) کردن
-
(مهجور) انتقام گرفتن
-
ترجمه های کمتر
- (مهجور) تنبیه کردن
- (پهلوی) ویچاردن
- ادعا کردن
- بجا نمودار کردن
- توجیه کردن
- حق به جانب کردن
- خواستار شدن
- محق دانستن
- محقق کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vindicate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vindicate" با ترجمه به فارسی
-
اثبات · اثبات بیگناهی · اثبات کننده · به حق جلوه دادن · تبرئه · توجیه · توجیه کننده · حقانیت · دفاع · روسفیدی · عملی که توجیه می کند · ویچاردن · ویچاردگر
-
اثبات کننده · حمایت امیز · دفاع کننده · دفاعی
-
حامی · مدافع
-
اثبات پذیر · توجیه پذیر · قابل اثبات و توجیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن