ترجمه "vindication" به فارسی
دفاع, حقانیت, اثبات بهترین ترجمه های "vindication" به فارسی هستند.
vindication
noun
دستور زبان
the act of vindicating or the state of being vindicated [..]
-
دفاع
nounI am very proud to have vindicated my client and his rights.
من واقعا افتخار ميکنم که تونستم از حقوق موکلم دفاع کنم
-
حقانیت
Why is the vindication of Jehovah’s sovereignty an important issue facing mankind?
چرا حقانیت حکمرانی یَهُوَه خدا موضوع مهمی است؟
-
اثبات
nounOur goal is not the victory of might, but the vindication of right.
هدف ما ممکن است که پيروزي نباشد ، اما اثبات حقانيت ماست.
-
ترجمه های کمتر
- تبرئه
- توجیه
- روسفیدی
- ویچاردن
- ویچاردگر
- اثبات بیگناهی
- اثبات کننده
- به حق جلوه دادن
- توجیه کننده
- عملی که توجیه می کند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vindication " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vindication" با ترجمه به فارسی
-
(معمولا با استدلال و مدرک) رفع اتهام (یا تقصیر یا سوظن و غیره) کردن · (مهجور) انتقام گرفتن · (مهجور) تنبیه کردن · (پهلوی) ویچاردن · ادعا کردن · بجا نمودار کردن · توجیه کردن · حق به جانب کردن · خواستار شدن · دفاع کردن · محق دانستن · محقق کردن
-
اثبات کننده · حمایت امیز · دفاع کننده · دفاعی
-
حامی · مدافع
-
اثبات پذیر · توجیه پذیر · قابل اثبات و توجیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن