ترجمه "virtual" به فارسی
مجازی, واقعی, نمودین بهترین ترجمه های "virtual" به فارسی هستند.
virtual
adjective
noun
دستور زبان
In effect or essence, if not in fact or reality; imitated, simulated. [..]
-
مجازی
adjectivein effect; not fact [..]
The virtual world became a battleground for discussions about Makhmalbaf's trip.
جهان مجازی تبدیل به آوردگاهی برای بحث در مورد سفر مخملباف شده است.
-
واقعی
by letting the students perform virtual experiments
پیش از آنکه دانشجویان به آزمایشگاه واقعی بروند،
-
نمودین
-
ترجمه های کمتر
- تقریبی
- کمابیشی
- بالقوه
- ذاتی
- (کامپیوتر) مجازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " virtual " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "virtual"
عباراتی شبیه به "virtual" با ترجمه به فارسی
-
کره مجازی
-
ذره مجازی
-
حافظه مجازی
-
صفحهکلید مجازی
-
دفتر کار مجازی
-
مجازیسازی
-
شبکه خصوصی مجازی
-
سازمان مجازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن