ترجمه "virtu" به فارسی
خبرگی, هنردوستی, ذوق بهترین ترجمه های "virtu" به فارسی هستند.
virtu
noun
دستور زبان
(art) Knowledge of the fine arts [..]
-
خبرگی
noun -
هنردوستی
-
ذوق
noun
-
ترجمه های کمتر
- (علاقه به آثار هنری به ویژه عتیقه) سالینه دوستی
- آثار هنری (به ویژه قدیمی یا استثنایی)
- زیبایی هنری
- سالینه ها
- عتیقه جات
- مطالعه ی هنرهای مستظرفه
- ویژگی های هنری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " virtu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "virtu" با ترجمه به فارسی
-
به سبب
-
(در فلسفه ی یونان کهن) فضایل چهار گانه (عدالت و احتیاط و استقامت و میانه روی) · چهار آرون
-
بی ناموسی · جلفی · هرجایی بودن · هرزگی
-
(به ویژه دارو) خاصیت · (به ویژه در زن) پاکدامنی · (نادر) مردانگی · اثر · استحقاق · برتری · جوانمردی · حسن · خوبی · خوش سگالی · ستودگی · شایستگی · عفت · عفت وعصمت · فضیلت · لیاقت · مزیت · منش · نجابت · نیکی · هنر (در برابر عیب) · هژیری · وشتی · پاکدامنی
-
(الهیات مسیحی) سه محسنه ی یزدانی (یعنی ایمان و امید و بخشندگی که مستقیما با خدا سر و کار دارند)
-
اخلاق
-
اخلاق
-
(به ویژه دارو) خاصیت · (به ویژه در زن) پاکدامنی · (نادر) مردانگی · اثر · استحقاق · برتری · جوانمردی · حسن · خوبی · خوش سگالی · ستودگی · شایستگی · عفت · عفت وعصمت · فضیلت · لیاقت · مزیت · منش · نجابت · نیکی · هنر (در برابر عیب) · هژیری · وشتی · پاکدامنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن