ترجمه "virulent" به فارسی

سمی, تند, زهرآگین بهترین ترجمه های "virulent" به فارسی هستند.

virulent adjective دستور زبان

(chiefly medicine) Of a disease or disease-causing agent, highly infectious, malignant, or deadly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سمی

  • تند

    adjective

    two people having a virulent argument in sign language,

    در حال مشاجره تند به زبان اشاره بود.

  • زهرآگین

    ; she sincerely looked on me as a compound of virulent passions, mean spirit, and dangerous duplicity.

    او در من جداً آمیزهای از خشم زهرآگین، روح حقیر و دورویی خطرناک میدید.

  • ترجمه های کمتر

    • دشمن
    • بدجنسانه
    • بدخواهانه
    • تندنیش
    • دشمنانه
    • زهرین
    • بداخلاق
    • خصم
    • خصمانه
    • مهلک
    • کشنده
    • تیز
    • سیر
    • (رنگ) تند
    • (پزشکی) ویشناک
    • خصومت آمیز
    • سخن تند
    • کینه جو
    • کینه خواه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " virulent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "virulent" با ترجمه به فارسی

  • بیماریزاهای ویشناک
  • بدخواهی · تلخی · تندی · توانایی بیماریزایی · خصومت · قدرت عفونت زایی یا بیماری زایی (میکروب ها) · كمويشناكي · نابيماريزايي · نیش (virulency هم می گویند) · ويشناكي · ویشناکی · پرآزاری · پلشت زایی · کینه · گندزايي
اضافه کردن

ترجمه های "virulent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه