ترجمه "virus" به فارسی
ویروس, ویش, (در اصل) زهر (به ویژه زهر مار) بهترین ترجمه های "virus" به فارسی هستند.
virus
noun
دستور زبان
(archaic) Venom, as produced by a poisonous animal etc. [..]
-
ویروس
nouninfectious organism [..]
The conventional papaya around the outside is severely infected with the virus.
پاپایای سنتی بیرونش شدیدا آلوده به ویروس است .
-
ویش
-
(در اصل) زهر (به ویژه زهر مار)
-
ترجمه های کمتر
- (زیست شناسی) ویروس
- (کامپیوتر) ویروس
- مایه ی تباهی و فساد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " virus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Virus
-
ویروس
noun
تصاویر با "virus"
عباراتی شبیه به "virus" با ترجمه به فارسی
-
ويروس آنسفالومیلیت طیور · ویروس آنسفالومیلیت پرندهای
-
ویروس آرتریت-آنسفالیت بزی
-
ویروس نکروز هماتوپویتیک
-
ویروس سپتیسمی خونریزیدهنده
-
ویروس موزاییک کاساوا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن