ترجمه "viscosity" به فارسی
گرانروی, چسبناکی, ویسکوزیته بهترین ترجمه های "viscosity" به فارسی هستند.
viscosity
noun
دستور زبان
(uncountable) The state of being viscous. [..]
-
گرانروی
A measure of the resistance of a fluid. [..]
with the consistency, or the viscosity, of chewing gum.
که به سختی، یا به عبارتی لزجی (گرانروی) آدامس بودند.
-
چسبناکی
nounthe viscosity, the geometry,
چسبناکی و شکل هندسی آن را کنترل کنیم
-
ویسکوزیته
-
ترجمه های کمتر
- دوسناکی
- دوسندگی
- لزجت
- ناروانی
- چسبندگی
- گران روی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " viscosity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "viscosity" با ترجمه به فارسی
-
(ماده ی زردفام که از سلولز به دست می آید) ویسکوز · رجوع شود به viscous · سلوفان · نخ ویسکوز (نام کامل : viscose rayon) · ویسکوز · ویسکوز (فراوردههای سلولوزی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن