ترجمه "vista" به فارسی
چشم انداز, منظره, دورنما بهترین ترجمه های "vista" به فارسی هستند.
vista
noun
دستور زبان
A distant view or prospect, especially one seen through some opening, avenue or a passage [..]
-
چشم انداز
nounPlug her in and you open up whole new vistas of relaxation for yourself.
وقتی جاروبرقی رو به برق میزنید، چشم انداز زیبایی از فراغت به رو تون باز میشه.
-
منظره
nounWe looked down the whole vista, and saw it closed by iron gates, and it could not have been more than a furlong in length.
کل منظره پر پایمان را تماشا کردیم. دیدیم که دروازههـای آهـنی دارد. نمیتوانست بیشتر از یک هشتم مایل باشد.
-
دورنما
-
ترجمه های کمتر
- (امریکا - مخفف) سازمان کمک به مستمندان
- تصویر فکری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vista " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vista"
عباراتی شبیه به "vista" با ترجمه به فارسی
-
(اسپانیایی) خداحافظ · تا ملاقات مجدد
-
ویندوز ویستا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن