ترجمه "visor" به فارسی
نقاب, روبند, ماسک بهترین ترجمه های "visor" به فارسی هستند.
visor
noun
دستور زبان
A part of a helmet, arranged so as to lift or open, and so show the face. The openings for seeing and breathing are generally in it. [..]
-
نقاب
nounHe pulled the visor of his cap down low over his eyes.
نقاب کلاهش را تا روی چشمها پایین کشید
-
روبند
-
ماسک
noun
-
ترجمه های کمتر
- (بخش متحرک جلو کلاه خود یا کلاه ایمنی که صورت را می پوشاند) رخ پوش
- (کلاه و غیره) آفتابگیر
- با رخ پوش یا آفتابگیر پوشاندن
- سایه افکن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " visor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن