ترجمه "Visitor" به فارسی

بازدید کننده سایت., مهمان, زائر بهترین ترجمه های "Visitor" به فارسی هستند.

Visitor دستور زبان

(UK) An overseer of some institutions such as cathedrals, colleges and hospitals etc.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازدید کننده سایت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Visitor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

visitor noun دستور زبان

Someone who visits someone else; someone staying as a guest. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهمان

    noun

    The unknown visitor was by now also at the door.

    مهمان ناشناس هم به دم در رسیده بود.

  • زائر

    noun
  • عیادت کننده

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دیدارگر
    • ویزیتور
    • احوالپرس
    • زوار
    • بازدید کننده
    • ملاقات کننده

تصاویر با "Visitor"

عباراتی شبیه به "Visitor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Visitor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه