ترجمه "vitriol" به فارسی
زاج, کات, طعن بهترین ترجمه های "vitriol" به فارسی هستند.
vitriol
verb
noun
دستور زبان
(dated) sulphuric acid and various metal sulphates [..]
-
زاج
nounvarious metal sulphates
Please give me half an ounce of vitriol.
خواهش میکنم به اندازه نیم اونس زاج سفید به من بدهید.
-
کات
-
طعن
noun
-
ترجمه های کمتر
- پرخاش
- سخنان گزنده
- نیش
- تلخی
- (سخن یا نگارش) تندی
- (شیمی) زاج
- اسید سولفوریک
- زاج زدن
- زاج زرد
- سخن تند
- کات زدن به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vitriol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vitriol" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به zinc sulfate
-
رجوع شود به copper sulfate -2 chalcanthite -1
-
(سخن یا نگارش) تند · آتشین · بداخلاق · تلخ · تند · تیز · جگرسوز · خورنده · زاج مانند · سخن تند · سوزان · فاسد کننده · نیشدار · وابسته به یا دارای زاج · کات دار · کینه جو · گزنده
-
رجوع شود به ferrous sulfate
-
رجوع شود به sulfuric acid · زاج · سخن تند · سولفوریک اسید
-
تبدیل به زاج یا کات کردن · تحت تاثیر زاج قرار دادن · زاجی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن