ترجمه "vitriolize" به فارسی
تبدیل به زاج یا کات کردن, تحت تاثیر زاج قرار دادن, زاجی کردن بهترین ترجمه های "vitriolize" به فارسی هستند.
vitriolize
verb
دستور زبان
To convert into a vitriol; to vitriolate. [..]
-
تبدیل به زاج یا کات کردن
-
تحت تاثیر زاج قرار دادن
-
زاجی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vitriolize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vitriolize" با ترجمه به فارسی
-
(سخن یا نگارش) تندی · (شیمی) زاج · اسید سولفوریک · تلخی · زاج · زاج زدن · زاج زرد · سخن تند · سخنان گزنده · طعن · نیش · پرخاش · کات · کات زدن به
-
رجوع شود به zinc sulfate
-
رجوع شود به copper sulfate -2 chalcanthite -1
-
(سخن یا نگارش) تند · آتشین · بداخلاق · تلخ · تند · تیز · جگرسوز · خورنده · زاج مانند · سخن تند · سوزان · فاسد کننده · نیشدار · وابسته به یا دارای زاج · کات دار · کینه جو · گزنده
-
رجوع شود به ferrous sulfate
-
رجوع شود به sulfuric acid · زاج · سخن تند · سولفوریک اسید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن