ترجمه "vivacity" به فارسی

نشاط, سرزندگی, طراوت بهترین ترجمه های "vivacity" به فارسی هستند.

vivacity noun دستور زبان

The state of being vivacious. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشاط

    noun

    His lady greeted him with some of her sparkling vivacity.

    سرکار خانم با نشاط و فرزی خیرهکنندهای از آقا استقبال کرد.

  • سرزندگی

  • طراوت

  • ترجمه های کمتر

    • شاد و خرمی
    • شور و نشاط
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vivacity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vivacity" با ترجمه به فارسی

  • (دستور نواختن موسیقی) بانشاط و حرارت
  • باروح سرزنده · بانشاط · دیرپای · چالاک
اضافه کردن

ترجمه های "vivacity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه