ترجمه "vivid" به فارسی

زنده, روشن, واقعی بهترین ترجمه های "vivid" به فارسی هستند.

vivid adjective noun دستور زبان

(New Zealand) A felt-tipped permanent marker. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنده

    adjective

    Full of life.

    as though the impact that it had made on everyone's eyeballs was too vivid to wear off immediately.

    گفتی تأثیری که در مردمک چشمها ایجاد کرده بود، چنان زنده بود که در زدوده نمیشد.

  • روشن

    adjective

    the vivid advertising cards of the railroad companies were fresher than the long motionless sea outside.

    تابلوهای روشن تبلیغاتی شرکتهای راه آهن ـ از دریای بیجنبوجوش بیرون بانشاطتر بود.

  • واقعی

    adjective

    A vision, as vivid as if Enoch were really there, took him far away.

    سپس یَهُوَه با الهام رؤیایی شگفتانگیز به خَنوخ آرامش بخشید؛ رؤیایی که برای خَنوخ بسیار واقعی بود.

  • ترجمه های کمتر

    • صریح
    • تصویری
    • سرزنده
    • آشکار
    • جانمند
    • پویا
    • مصور
    • پرتکاپو
    • فعال
    • (تخیل و تصور و غیره) قوی
    • (حافظه و غیره) واضح
    • (رنگ و نور و غیره) درخشان
    • جان آفرین
    • خوش رنگ
    • پرشور و نشاط
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vivid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vivid" با ترجمه به فارسی

  • روشنی · سرزندگی · نیرومندی
اضافه کردن

ترجمه های "vivid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه