ترجمه "vocal" به فارسی
آوازی, رک, صوتی بهترین ترجمه های "vocal" به فارسی هستند.
vocal
adjective
noun
دستور زبان
Of or pertaining to the voice or speech; having voice; endowed with utterance; full of voice, or voices [..]
-
آوازی
adjective -
رک
adjective -
صوتی
He judged that the disease had already attacked the vocal chords.
در ذهن حکم کرده بود که بیماری تا آن وقت به رشتههای صوتی حمله کرده بود.
-
ترجمه های کمتر
- صدا
- آوا
- صدایی
- پرطنین
- گفتاری
- آوایی
- شفاهی
- صوت
- غنایی
- پرحرف
- خروشان
- غوغایی
- (آدم) اهل سر و صدا
- (وابسته به) گویایی
- آوای گفتاری
- با صدای شنیدنی
- رجوع شود به vocalic
- رجوع شود به voiced
- رک و راست
- طنین افکن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vocal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Vocal
One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. ID3v1 genre ID # 28.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Vocal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Vocal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "vocal" با ترجمه به فارسی
-
اوایی · صدادار · صوتی · مربوط به حرف باصدا
-
آوازخوان · خواننده · نغمه سرا
-
آواز · صدا · موسیقی آوازی
-
آواگری · آواگری (رفتار) · ادا · بازتابهاي شرطيشده · ترس · تلفظ صوتی · رفتار · رفتارشناسي · سخنگویی · عادتها · فرضيه رفتار
-
(آواشناسی) تبدیل به حرف باصداکردن · (برخی زبان ها مانند عربی و عبری) زیر و زبر نوشتن · آواز خواندن · ادا کردن · بیان کردن · تلفظ کردن · صریحا گفتن · مصوت کردن یا شدن · مژده دادن · واکه نمایی کردن · واکه کردن یا شدن · گفتن
-
آوازخوانی · حرف با صدا · رجوع شود به vocalization · سازگان واکه های هر زبان · سخنگویی · واکه
-
پردههای صوتی
-
مشتمل بر حروف باصدا · وابسته به حرف های باصدا · واکه ای · واکه مانند · پرواکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن