ترجمه "vocalic" به فارسی
پرواکه, مشتمل بر حروف باصدا, وابسته به حرف های باصدا بهترین ترجمه های "vocalic" به فارسی هستند.
vocalic
adjective
دستور زبان
Used as a vowel, as opposed to consonantal, especially in Latin. (vocalic y) [..]
-
پرواکه
-
مشتمل بر حروف باصدا
-
وابسته به حرف های باصدا
-
ترجمه های کمتر
- واکه ای
- واکه مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vocalic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vocalic" با ترجمه به فارسی
-
اوایی · صدادار · صوتی · مربوط به حرف باصدا
-
آوازخوان · خواننده · نغمه سرا
-
آواز · صدا · موسیقی آوازی
-
آواگری · آواگری (رفتار) · ادا · بازتابهاي شرطيشده · ترس · تلفظ صوتی · رفتار · رفتارشناسي · سخنگویی · عادتها · فرضيه رفتار
-
(آواشناسی) تبدیل به حرف باصداکردن · (برخی زبان ها مانند عربی و عبری) زیر و زبر نوشتن · آواز خواندن · ادا کردن · بیان کردن · تلفظ کردن · صریحا گفتن · مصوت کردن یا شدن · مژده دادن · واکه نمایی کردن · واکه کردن یا شدن · گفتن
-
آوازخوانی · حرف با صدا · رجوع شود به vocalization · سازگان واکه های هر زبان · سخنگویی · واکه
-
پردههای صوتی
-
(آدم) اهل سر و صدا · (وابسته به) گویایی · آوا · آوازی · آوای گفتاری · آوایی · با صدای شنیدنی · خروشان · رجوع شود به vocalic · رجوع شود به voiced · رک · رک و راست · شفاهی · صدا · صدایی · صوت · صوتی · طنین افکن · غنایی · غوغایی · پرحرف · پرطنین · گفتاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن