ترجمه "voluntarily" به فارسی
داوطلبانه, باراده, طوعا بهترین ترجمه های "voluntarily" به فارسی هستند.
voluntarily
adverb
دستور زبان
In a voluntary manner. [..]
-
داوطلبانه
adverbFather Joe lives here voluntarily with his roommate.
پدر جوي اينجا داوطلبانه با يك يکي زندگى مي كند.
-
باراده
-
طوعا
-
ترجمه های کمتر
- ازروی میل
- بطیب خاطر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " voluntarily " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن