ترجمه "voluntary" به فارسی

داوطلبانه, ارادی, اختیاری بهترین ترجمه های "voluntary" به فارسی هستند.

voluntary adjective noun adverb دستور زبان

Done, given, or acting of one's own free will. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • داوطلبانه

    adjective

    You might say Obamacare, except for those were not voluntary changes.

    ممکنه بگید، طرح درمان اوباما ، به جز اونها که داوطلبانه تغییر پیدا نکردند.

  • ارادی

    adjective

    the brain to begin voluntary control over the leg.

    تا کنترل ارادی را بر روی پا آغاز کند.

  • اختیاری

    adjective

    On the third day, exasperated by his voluntary seclusion, Christophe decided to go out.

    روز سوم، کریستف که از این زندان اختیاری دیگر دیوانه میشد، عزم کرد که بیرون برود.

  • ترجمه های کمتر

    • خودخواسته
    • تعمدی
    • عمدی
    • آزادکام
    • خواستارمندانه
    • داوخواهانه
    • غیرانتفاعی
    • هنابلطواد
    • کامکی
    • گزنیا
    • مختار
    • خیریه
    • (در مراسم کلیسا) آهنگ ویژه ی ارگ
    • انجام شده توسط داوطلبان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " voluntary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Voluntary
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • داوطلبانه

    Voluntary contributions by all, wealthy and poor alike, kept the building maintained and in good repair.

    اقشار مختلف مردم چه ثروتمند چه تنگدست داوطلبانه در تعمیر و نگهداری ساختمان کنیسه شرکت میکردند.

عباراتی شبیه به "voluntary" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "voluntary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه