ترجمه "vomiting" به فارسی
استفراغ, برگشت, قی بهترین ترجمه های "vomiting" به فارسی هستند.
vomiting
noun
verb
دستور زبان
Present participle of vomit . [..]
-
استفراغ
nouninvoluntary, forceful expulsion of stomach contents through the mouth and sometimes the nose
There's a good chance you'll choke on your own vomit.
يه موقعيت خوبه که از استفراغ خودت خفه بشي.
-
برگشت
noun -
قی
The cannon vomited forth its package of buck shot with a roar.
توپ با غرش مخوفی بسته چهار پارهاش را قی کرد.
-
برگشت خون
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vomiting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vomiting"
عباراتی شبیه به "vomiting" با ترجمه به فارسی
-
(پزشکی) · استفراغ خونی (در اثر تب زرد) · تب زرد
-
پس از آن توسط او پس زده شد.
-
(قدیمی) رجوع شود به emetic · kai kardan قی کردن · استفراغ · استفراغ کردن · بالا آوردن · برگشت · برگشت خون · بلند کردن · بیرون پراندن · ریختن · قی · قی کردن · ماده ی قی شده · مریض شدن · منش گردا · هراش · وامش · وامیدن
-
(دارو) فن آور · پراش انگیز
-
استفراغ آور · تنفرانگیز · تهوع آور
-
استفراغ کردن · بلند کردن · ریختن · قی کردن · مریض شدن
-
(قدیمی) رجوع شود به emetic · kai kardan قی کردن · استفراغ · استفراغ کردن · بالا آوردن · برگشت · برگشت خون · بلند کردن · بیرون پراندن · ریختن · قی · قی کردن · ماده ی قی شده · مریض شدن · منش گردا · هراش · وامش · وامیدن
-
(قدیمی) رجوع شود به emetic · kai kardan قی کردن · استفراغ · استفراغ کردن · بالا آوردن · برگشت · برگشت خون · بلند کردن · بیرون پراندن · ریختن · قی · قی کردن · ماده ی قی شده · مریض شدن · منش گردا · هراش · وامش · وامیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن