ترجمه "wackiness" به فارسی

گیجی, حواس پرتی بهترین ترجمه های "wackiness" به فارسی هستند.

wackiness noun دستور زبان

the state of being wacky [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گیجی

  • حواس پرتی

    Wasn't she amazing? Muriel Cooper. She was wacky.

    او آدم جالبی نبود؟ ماریل کوپر. او آدم حواس پرتی بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wackiness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wackiness" با ترجمه به فارسی

  • (خودمانی) · احمق · جنون آمیز · خل · خل وضع · غیر عادی · غیرمنطقی
  • (خودمانی) · احمق · جنون آمیز · خل · خل وضع · غیر عادی · غیرمنطقی
اضافه کردن

ترجمه های "wackiness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه