ترجمه "wailing" به فارسی

شیون, نحیب، ضجه، شیون و زاری, نوحه بهترین ترجمه های "wailing" به فارسی هستند.

wailing noun adjective verb دستور زبان

A loud drawn out scream and howl. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیون

    noun

    There was a tumult of many voices far away, cursing and wailing in the darkness, and then silence.

    همهمهای از دور برخاست و صدای دشنام و شیون به گوش رسید و آنگاه سکوت درگرفت.

  • نحیب، ضجه، شیون و زاری

  • نوحه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wailing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wailing" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا- موسیقی جاز) با حرارت و هیجان نواختن · (قدیمی) سوگواری کردن · تظلم · زاری · زاریدن · زنجیدن · سوگ · شکوه · شیون · شیون کردن · صدای غم انگیز ایجاد کردن · صدای ناله و زاری · ضجه · عزاگرفتن · فغان · موییدن · ناله · ناله و زاری کردن · ناله کردن · ندبه · ندبه کردن · ویله · چاویدن
  • (در شهر اورشلیم) دیوار ندبه (Western Wall هم می گویند)
  • سوگوار · غمزده · محزون · هر گریه و زاری · پر آه و ناله
  • (امریکا- موسیقی جاز) با حرارت و هیجان نواختن · (قدیمی) سوگواری کردن · تظلم · زاری · زاریدن · زنجیدن · سوگ · شکوه · شیون · شیون کردن · صدای غم انگیز ایجاد کردن · صدای ناله و زاری · ضجه · عزاگرفتن · فغان · موییدن · ناله · ناله و زاری کردن · ناله کردن · ندبه · ندبه کردن · ویله · چاویدن
  • سوگوار · غمزده · محزون · هر گریه و زاری · پر آه و ناله
  • (امریکا- موسیقی جاز) با حرارت و هیجان نواختن · (قدیمی) سوگواری کردن · تظلم · زاری · زاریدن · زنجیدن · سوگ · شکوه · شیون · شیون کردن · صدای غم انگیز ایجاد کردن · صدای ناله و زاری · ضجه · عزاگرفتن · فغان · موییدن · ناله · ناله و زاری کردن · ناله کردن · ندبه · ندبه کردن · ویله · چاویدن
  • (امریکا- موسیقی جاز) با حرارت و هیجان نواختن · (قدیمی) سوگواری کردن · تظلم · زاری · زاریدن · زنجیدن · سوگ · شکوه · شیون · شیون کردن · صدای غم انگیز ایجاد کردن · صدای ناله و زاری · ضجه · عزاگرفتن · فغان · موییدن · ناله · ناله و زاری کردن · ناله کردن · ندبه · ندبه کردن · ویله · چاویدن
اضافه کردن

ترجمه های "wailing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه