ترجمه "wake" به فارسی

بیدار شدن, بیدار ماندن, دنباله بهترین ترجمه های "wake" به فارسی هستند.

wake Verb verb noun دستور زبان

(transitive) (often followed by up ) To make somebody stop sleeping. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیدار شدن

    verb

    To stop sleeping.

    The elder gods are waking up.

    خدایان پیرتر در حال بیدار شدن هستند.

  • بیدار ماندن

    verb
  • دنباله

    At that moment the two wakes were fairly crossed

    در آن لحظه دنباله کشتیها از برابر هم رد شدند

  • ترجمه های کمتر

    • دنبال
    • عقب
    • انگیزاندن
    • بیداربودن
    • (محلی - در مراسم سوگواری یا در کنار جسد متوفی) شب زنده داری کردن
    • (معمولا با : up - از خواب و غیره) بیدار شدن
    • (معمولا با: up) فعال شدن
    • (نادر) بیداری
    • (کلیسای انگلیکان) جشنواره ی سالیانه (در بزرگداشت یکی ازمقدسان محلی)
    • آبشیار (که حرکت کشتی بر سطح آب ایجاد می کند)
    • به خود آمدن یاآوردن
    • به شور آوردن
    • بی خوابی
    • بیدار کردن
    • تحریک کردن
    • رد کشتی (یا قایق وغیره بر روی آب)
    • رم دادن
    • شب زنده داری (در کنار جسد)
    • عواقب بعدی
    • هشیار شدن
    • واقف شدن
    • کنش ور شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wake " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wake proper noun

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Wake" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wake در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "wake"

عباراتی شبیه به "wake" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به trillium
  • بیداری · جنبش
  • بیدار · هشیار
  • جزیره ویک
  • شیپور بیدارباش
  • (عامیانه) رجوع شود به flicker
  • بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · رم دادن
  • بدخواب · بی خواب · بیدار · دچار بی خوابی · مراقب · مواظب · نخفته · هشیار · گوش بزنگ · گوش به زنگ
اضافه کردن

ترجمه های "wake" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه