ترجمه "waken" به فارسی

بیدار شدن, بیدار کردن, به خود آمدن بهترین ترجمه های "waken" به فارسی هستند.

waken verb دستور زبان

(transitive) to awake or rouse from sleep; to stir [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیدار شدن

    verb

    To stop sleeping.

  • بیدار کردن

    verb

    Then he sprang up and went and wakened Gandalf.

    سپس از جا جست و رفت و گند الف را بیدار کرد.

  • به خود آمدن

  • ترجمه های کمتر

    • به خود آوردن
    • به هیجان آوردن
    • بیدار ماندن
    • جان گرفتن
    • رم دادن
    • زنده شدن
    • فعال شدن
    • فعال کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " waken " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "waken"

عباراتی شبیه به "waken" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "waken" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه