ترجمه "wakening" به فارسی
بیداری, جنبش بهترین ترجمه های "wakening" به فارسی هستند.
wakening
noun
verb
دستور زبان
Present participle of waken. [..]
-
بیداری
nounWhatever science or ingenuity could do to waken him they did.
هرچه علم و عقل بود برای بیداری او به کار بستند.
-
جنبش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wakening " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wakening" با ترجمه به فارسی
-
به خود آمدن · به خود آوردن · به هیجان آوردن · بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · جان گرفتن · رم دادن · زنده شدن · فعال شدن · فعال کردن
-
به خود آمدن · به خود آوردن · به هیجان آوردن · بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · جان گرفتن · رم دادن · زنده شدن · فعال شدن · فعال کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن