ترجمه "walled" به فارسی
بارودار, دارای برج و بارو, دیواردار بهترین ترجمه های "walled" به فارسی هستند.
walled
adjective
verb
Pertaining a wall. [..]
-
بارودار
-
دارای برج و بارو
-
دیواردار
boasts one of the largest walled medieval cities in the world,
که بعنوان یکی از بزرگترین شهرهای قرون وسطایی دیواردار بخود میبالد،
-
ترجمه های کمتر
- محصور
- مستحکم
- مسور، مسوره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " walled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "walled" با ترجمه به فارسی
-
دیوار برلین
-
جلو صحنه · پیش صحنه
-
توکریوم کامدریس · مريمنخودي · مریمنخودی بوتهای · مریمنخودی طناز
-
(دیوار) سد آتش (که در برخی ساختمان ها و کشتی ها و غیره برای جلوگیری از سرایت آتش می سازند) · دیوار نسوز
-
حفرههاي سلولي · دیوارههای سلول · دیوارههای یاخته
-
گیاهان رونده دیواری
-
(اتاق یا دکان) کوچک و خفه (به ویژه در جای دور افتاده یا خلوت)
-
(معماری) دیوار نازک (که وزن طاق را تحمل نمی کند و می توان آن را برچید) · تیغه · دیوار حایل (قلعه) · دیوار کرتین وال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن